الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

19

كفاية الأصول ( فارسى )

و به فرض وقوع آن ، تدوين ( آن دو علم به عنوان ) دو علم مستقل و ناميدن آن‌ها به دو اسم علىحده صحيح نيست . بلكه تدوين علم واحدى لازم است كه گاهى هر دو غرض در آن مورد بحث واقع شود و گاهى يكى از آن دو ، و اين بر خلاف تداخل در برخى از مسائل است . زيرا : حسن وضع و تدوين دو علم كه در يك مسئله و يا بيشتر از آن ( در ميان مسائل مختلفشان ) بخاطر تحقق غرضين مشترك‌اند ، از جمله امورى است كه بر كسى پوشيده نيست . * * * تشريح المسائل * مراد مرحوم آخوند از « انّ موضوع كلّ علم و هو الذى يبحث . . . » چيست ؟ تعريف موضوع علم است ، مبنى بر اينكه : موضوع هر علمى عبارت است از آن چيزى كه در علم از عوارض و احوالات ذاتيّه آن بحث مىشود . به عبارت ديگر : موضوع علم آن امرى است كه محور و نقطهء مركزى مسائل علم است و هريك از مسائل علم به بعدى از ابعاد آن مربوط مىشود . فى المثل : 1 - در علم طبّ ، از صحت و سلامت فرد و يا عدم آن سخن مىرود . 2 - در علم منطق ، از احوالات معرّف و حجّت و . . . بحث مىشود . پس : موضوع منطق معرف و حجت است . 3 - در علم نحو از احوالات كلمه و كلام بحث مىشود و لذا موضوع علم نحو ، كلمه و كلام است . * مراد از عوارض ذاتيه در اينجا چيست ؟ اعراضى است كه بدون واسطهء در عروض بر شىء عارض مىشوند . * مراد از عرض چيست ؟ هر چيزى كه خارج از ذات و ذاتيات شىء ( يعنى : جنسى و فصلى ) است و برآن شىء حمل شود . * عرضى كه در مقابل ذاتى باب ايساغوجى است خود بر چند قسم است ؟ بر سه قسم :